تبلیغات
شهدایثار
 
شهدایثار
شهدا شرمنده ایم...
چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/12378.jpg

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. خط سرخ شهادت، خط آل محمد(ص) و على(ع) است : امام خمینى. با درود و سلام بر منجى عالم بشریت امام زمان (عج) و با درود فراوان به رهبر کبیر و بنیان‏گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى(س) و سلام گرم بر خانواده‏هاى شهداى راه حق و آزادى و درود بر رزمندگان اسلام در سراسر جهان و سلام بر امت حزب اله و شهیدپرور ایران. پیام من که اکنون در میان شما نیستم، از شما خواهران و برادران، پدران و مادران شهداى عزیز این است که همیشه گوش به فرمان امام عزیز باشید تا انشاءالله انقلاب به سراسر جهان صادر شده و تمامى مستعضعفین را نجات دهید. دوم: پیام براى پدرم دارم: پدرجان! شما بر شهادت فرزندتان افتخار کنید تا من نزد على اکبر حسین (ع) روسفید باشم. پدرجان! شکر خداى را به جا آورید که امانت خود را تقدیم امام زمان(عج) کردید. من در رکاب امام زمان (عج) و نایب برحقش جهاد کردم و به وجود شما افتخار مى‏کنم. و یک پیام براى مادرم! مادر جان مى‏دانم که مرا بیش از چشمانت دوست داشتى. من در مقابل خدا چیزى نیستم. شما باید خدا را شکر کنید که این هدیه را در دامانت بزرگ کردى، تقدیم خدا نمودى. مادرجان! از شما مى‏خواهم براى من اشک نریزید و در مجالسى که براى من برگزار مى‏شود، خوشحال باشید و از میهمانهاى من پذیرایى کنید. خیلى خیلى صبور در مقابل خانواده‏هاى شهدا باشید تا اینکه آنها هم تسلى پیدا کنند. مادرجان! به خواهرهایم بگو که همچون حضرت زینب (س) صبور باشند اگر به مزار شهدا آمدید، تنها بر من گریه نکنید بلکه براى هفتاد و دو تن شهداى کربلا و شهیدان، بهشتى مظلوم، رجایى عزیز، چمران و استاد باهنر گریه کنید. و امّا یک پیام براى برادر کوچکم و برادر زاده‏هایم این است که وقتى همگى بزرگ شدید، نگذارید این خون شهدا که براى پیشبرد اسلام است، از بین برود. همگى اسلحه بر دوش انداخته و دشمنان اسلام را نابود کنید. برادر جان! بدان برادرت وقتى شهید شد زمانى بود که تو خیلى کوچک بودى، پس وقتى بزرگ شدى خودت را آماده کن که سرباز امام زمان (عج) و رهبر عزیز شوى. اسلحه بر دوش کشیده و پیام خون مرا به امت حزب‏اله برسانى که پشتیبانى از ولایت فقیه است. امام عزیز را تنها نگذار. آخرین وصیّت من این است که از همه دوستان و آشنایان حلالیت خواسته. و از خداوند مى‏خواهم که به همه خانواده‏هاى شهدا صبر عنایت کند و اجر آخرت مرحمت فرماید. مرا در امامزاده حسین(ع) دفن کنید. خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدى(عج)خمینى را نگهدار.

شهید بزرگوار ولی الله عباسی

تاریخ ولادت : 24/1/1346

تاریخ شهادت : 14/8/1362

پنجوین

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 بهمن 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/9607.jpg

چند روزی بود که خدا به او بچه داده بود. وقتی که داشت می رفت، من پشتش آب ریختم، گفت :" مادر اسم بچه ام را بگذارید لیلا."

آن روز با خیال راحت رفت و چهل روز دیگر برای آخرین بار به مرخصی آمد. لیلا را حسابی بغل کرد، آنقدر که انگار سیری نداشت، و بعد هم در هوای کولاک روستا به دیدن فامیل و آشنایان رفت و از تک تک آنها حلالیت طلبید.

وقتی که داشت برای آخرین بار می رفت، از زیر قرآن ردش کردیم. آن روز رفتنش یک جور دیگه بود. چند قدم برمی داشت و برمی گشت.این کار را چندین مرتبه تکرار کرد، گفتم :" پس چرا نمی روی؟"

گفت :" این بار شهید می شوم!"

این را که گفت کم مانده بود که بیهوش شوم.

" علی اصغر" که رفت من هم بیدل شدم. چند روزی از رفتنش نگذشته بود و من هنوز داشتم به این حرف آخرش فکر می کردم که خبر شهادتش را آوردند.

شهید بزرگوار علی اصغر اصغری

تاریخ ولادت : 9/2/1340

تاریخ شهادت : 5/1/1361

پیرانشهر

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، آخرین وداع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 30 دی 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/2104.jpg

أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ » (حدید/۱۶) گفتیم کسی که هدایت عامه را پذیرفت و‌ واقعاً حاضر شد خداپرست شود، خدا هم تأییدات و الطاف خود را پشت سر هم برایش می‌فرستد و دلش را قوی نگه می‌دارد و در قرآن مجید بشارت‌ها می‌دهد: «ای مؤمنین! ما یار شماییم. ای کسی که راستی بنده شدی! ملائکه یار و یاور تو هستند.» و از راهی که هیچ گمان نداشتی، وسیله‌ی نجات و سعادتی برایت پیش می‌آورد. سلام برتر از همه چیز و هیچ چیز برتر از سلام نیست. با درود و سلام به مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش امام امت و با درود بر تمام شهیدان راه حق و آزادی و سلام به ملت قهرمان و شهیدپرور ایران و سلام به پدر، مادر، برادران و خواهران عزیزم، وصیتم را شروع می‌کنم: پدر و مادر عزیزم! امیدوارم که شما عزیزان همیشه در راه اسلام باشید و با کفر و ناحق مبارزه کنید و دشمنان دین را از بین ببرید. اگر من شهید شدم کسی برایم گریه نکند و لباس سیاه نپوشد، بلکه لباس‌های تمیز و رنگارنگ بپوشد و کسی نباید از من تعریف نماید؛ چون آن وقت من احساس غرور می‌کنم و این غرور باعث می‌شود که من از اسلام و دینم دور شوم و این گناه بزرگی برای من می‌باشد. و از مادرم ـ که می‌دانم برای من زحمت‌های زیادی کشیده است و برای او نبود من سخت است؛ اما خیلی هم سخت نیست؛ وقتی مادری می‌آید و می‌گوید: «من سه، چهار بچه‌ام را در راه خدا داده‌ام و از این ناراحتم که پسر دیگری ندارم به راه خدا بدهم و اگر روزی بشود خودم را هم در راه اسلام فدا میکنم.» ـ می‌خواهم و امیدوارم که مادری همچون زینب باشد. مادرم! شما را به خدا قسم می‌دهم که مرا حلال کنی و پدر عزیزم! شما را هم به خدا سوگند می‌دهم که برای من ناراحت نباشی؛ زیرا من هدف مشخصی داشتم و برای رسیدن به هدفم هیچ سدی نمی‌تواند جلوی من مقاومت کند و هر وقت ناراحت شدی، برای سرور آزادگان، امام حسین (ع) گریه کن، که در زمانی که نه قلم و نه دفتر بود، با ۷۲ تن از یارانش خون خود را جوهر و زمین را کاغذ قرار داد و نوشت: «مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین استو از برادرانم می‌خواهم همچون قاسم و خواهرانم همچون زینب (س) به یاری قرآن و دین اسلام به پا خیزند و به دوستانم بگویند هرگونه ناراحتی از من داشته‌اند، مرا ببخشند. و مادرم عزیزم! من نمی‌دانم چه طور زحمت‌های شما را جبران کنم و از شما می‌خواهم که چون نتوانستم زحمت‌های شما را جبران کنم، امیدوارم مرا ببخشید. و از شما پدر، مادر، برادران و خواهران می‌خواهم که تا زنده هستید، برای اسلام و برای دین خدا خدمت کنید و نماز و روزه را فراموش نکنید و همیشه دعاگوی رهبر انقلاب، خمینی بت‌شکن (س) باشید و به دشمنان اسلام اعلام می‌کنیم: «تا بانگ «لا اله الا الله و محمداً رسول الله» بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست.»

شهید بزرگوار سید نصرالدین حسینی

تاریخ ولادت : 7/10/1344

تاریخ شهادت : 12/8/1361

سردشت

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 10 دی 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/10208.jpg

بسم رب الشهدا. با درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با درود و سلام بر شهیدان گلگون کفن از صدراسلام تا کنون. به خدمت پدر و مادر عزیزم، سلام پدر عزیز و مادر مهربانم! می‌خواهم از زحمت‌هایی که برایم کشیده‌اید، تشکر لازم را به عمل آورم. شما پدر عزیزم، از آن موقع که بچه بودم با مهربانی مرا بزرگ کرده‌اید و مرا به مدرسه گذاشته‌اید و آن وظیفه پدری را برایم انجام داده‌ای. و شما مادر عزیزم، از آن موقع که شبها، بی‌خوابی برایم کشیده‌ای و با ناز و نعمت مرا نوازش می‌کردی تا من به راحتی بخوابم، شمایی که برایم خیلی زحمت کشیدی و زحمت‌هایی که من لایق گفتن آن نیستم؛ امیدوارم مرا ببخشی و مرا در راهی که دارم حلالم کنی. و شما برادران عزیزم که برایم زحمت کشیدید و من نتوانستم زحمت‌های شما را جبران کنم. و شما خواهران عزیزم که خیلی دلسوز بوده‌اید؛ از شما می‌خواهم به بزرگی خود من را ببخشید و حلالم کنید. من کوچکتر از آن هستم که به شما بگویم با همدیگر مهربان باشید، ولی این حرف حقیر را گوش کنید و همیشه با یکدیگر شما پدرم و شما مادرم و خواهر و برادرانم با یکدیگر مهربان و در هر کاری با یکدیگر مشورت نمایید و راجع به خانواده‌ام او یادگاری من می با‌شد، از شما می‌خواهم او را ناراحت نکنید و هر چه در هر مورد او گفت و به رضای او بود عمل نمایید و راجع به دخترم که تنها یادگاری من می‌باشد از شما خانواده عزیزم می‌خواهم با ناز و نعمت بزرگش کنید و از او دختری خوب بسازید بیشتر گفته‌ها دارم اما خود را لایق گفتن نمی‌بینم، در آخر باز می‌گویم : شما تمامی خانواده‌ام مرا حلال کنید چون که بهشت زیر پای پدر و مادر است . در ضمن جای دفن من هم در کنار آن شهیدان باشد.

شهید بزرگوار عباس علی بابا

تاریخ ولادت : 9/1/1344

تاریخ شهادت : 11/1/1364

جزیره مجنون

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/6308.jpg

خدا انسان را آفرید، تا او را بپرستد. و در فطرت او جاذبه‌اى از عشق خود گذاشت تا او را به سوى خود بكشاند. و این عشق خدایى است كه در صادقانه‌ترین، تظاهراتش باعث ایثار مى‌شود انسان. با ایثار در قله عشق خدا، در شدیدترین تجلیاتش به شهادت مى‌رسد. در مقام، انسان همه هستى خود را، عاشقانه قربانى مى‌كند و در اوج صعود معراجى خود به ملكوت اعلى; قبله‌اى از عشق و ایثار مى‌رسد، كه مستقیما به خدا متصل است و در خدا محو مى‌گردد و در وجود خدا به ابدیت مى‌پیوندد. جز خدا نمى‌بینم و جز خدا نمى‌جویم و این عالیترین درجه تكامل انسان به خدا است. خلقت با شكوه و عظمتش در مقابل شهید به خاك حالت تواضع و تسلیم به خاك مى‌افتد، فرشتگان بر او درود مى‌فرستند. زمین و زمان، حركت،مبارزه، هدف، پرستش و ایثار از وجود شهید معنى مى‌گیرد، مفهوم پیدا میكند. خدایا! پروردگارا! درراه مقدس اسلام، همه هستى خود را، برسم قربانى به پیشگاه مقدست تقدیم كردم. در این دوران حساس زمان، كه اسلام مظلوم واقع شده،من بنده حقیر درگاه تو; اى خدا تعالى! به نداى حسین زمان، بت شكن زمان (امام خمینى) فرمانده كل قوا لبیك گفتم; تا در قربانگاه عشق تو،خود را فدا كنم. پس از درود وسلام بر مهدى(ع)و سلام و درود به رهبر كبیر انقلاب، امام خمینى، این جانب نصرا... طاهرى وصیت نامه خود را مى‌نویسم. وصى پدرم حاج عبدا... طاهرى وكیل عمویم و حمدا... طاهرى مى‌باشم. از ایشان تقاضا دارم، به قول خدا و رسول به وصیتم عمل كنند. اگر شهید شدم، پدر جان، چراغ مرا در خانه‌ام خاموش مكن. اگر فاطمه مادر بچه‌ها خواست پیش بچه‌ها بماند بگذار بماند و الا، مادرم جیران را سرپرستشان كن و چنانچه خواست برود مانع نشوید، بگذارید برود و حقش را هم به تمام معنى بدهید و اذیتش نكنید. و اما من داراى یك باب حیاط، باغ، لوازم زندگى هستم كه به غیر از باغ و حیاط همه را بفروشید و براى بچه‌ها به بانك بگذارید. نقدى ندارم براى من یك سال نماز بخوانید و پانزده روز روزه بگیرید. مقدار پنچ هزار تومان هم ردمظالم بدهید. و اما از مقامات مملكت مى‌خواهم كه براى وقفیات مهدى آباد هم فكرى بكنند و زمینى را كه براى وقفیات وقف كرده‌اند، آن را درست و یك مرده‌شور خانه هم احداث كنند و نامش را قبرستان شهدا بگذارند.مرا در وقفیات جدید دفن كنند، مجلسم را با شكوه بگیرید و به اندازه اى كه دارم، برایم خرج كنید.

شهید بزرگوار نصرت الله طاهری مهدی آبادی

تاریخ ولادت : 7/8/1322

تاریخ شهادت : 9/12/1364

کردستان - بانه

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/2761.jpg

اى ملت مستضعف ایران! قدر این امام امت را بدانید که واقعا شما را از فساد واداشته و به راه خدا و ائمه اطهار دعوت نمود. به پا خیزید تا پرچم ((لااله الا الله)) را در سراسر گیتى به یارى خداى بزرگ به اهتزاز درآورید. ابرجهانخواران شرق و غرب بدانند که خداوند بزرگ و متعال، یار و یاور محرومان است. ما که قدم به راه الله نهاده‌ایم، امیدواریم، هر چه زودتر کربلا و بیت المقدس را آزاد کنیم تا انشاالله، ملت مسلمان بتوانند قبر شش گوشه امام حسین (ع) را زیارت کند و آن قبله اول مسلمین را از دست غاصبان و غارتگران آزاد نماییم. ملت مظلوم فلسطین در انتظار ملت ما به پا خواسته، آنها منتظرند که آنان را از زیر سلطه غارتگران نجات دهیم. قال رسول الله (ص): ان یقتل الحسین حراره فى قلوب المومنین لا تبروا اله دا . شعله‌اى که شهادت امام حسین (ع) بر دل مومنان برافروخت، هرگز خاموش نخواهد شد. از ملت محروم ایران مى‌خواهم که همیشه رزمندگان را دعا کنند، جبهه‌هاى را خالى نگذارند و نمازهاى شب و دعاهاى توسل و کمیل را از یاد نبرند. خدایا! از تو مى‌خواهم، چنانچه شهادت را نصیبم کردى، فقط و فقط در راه خودت باشد و رضاى اقدست در آن باشد. و اى پدر و مادر گرامى! من اگر در راه الله شهید شدم، افتخار کنید که این نعمت بزرگى است، حتى الامکان برایم گریه نکنید، شما حق زیادى برگردنم دارید. امیدوارم که مرا عفو فرمایید. اى مادر! تو که براى بزرگ کردن من زحمت بسیار کشیده‌اى بدان که زحمت شما به هدر نرفته است، و انشاًالله، پیش فاطمه الزهرا (س)، آن بانوى بزرگوار، روسفید خواهى بود. و اى پدر دلسوز و مهربان من! که در زندگى خیلى رنجها و زجرها کشیده‌اى و مرا یارى نمودى و به این راه فرستادى، امیدوارم که مرا ببخشى و تو ناراحت نباشى که انشاالله، پیش بقیه الله الاعظم -ارواحنا فداه - روسفید هستى. و اى برادران و خواهران! مرا حلال کنید که شما حق زیادى بر گردن ما دارید، و امیدوارم که براى من اگر مى‌توانید، گریه نکنید، واى عمو جان و تمام اقوام و خویشانم یکان یکان مرا حلال کنید که شما حق زیادى بر من دارید.

شهید بزرگوار حسین دارپیچ

تاریخ ولادت : 1/1/1343

تاریخ شهادت : 8/1/1362

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

مَهدىِ فاطمه ،
اِى سَیدِ صاحبْ حَسَنات
هَدیه اى بر تو نداریم ،
به غیر از صَلَوات...

اللهم صَلِّ عَلى مُحَمَّد
وَ آلِ مُحَمَّد
وَ عَجّل فَرَجهم

شروع ایام ولایت
و امامت صاحب الزمان
مبارک باد ...

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 آذر 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/10619.jpg

راهى است که باید رفت و سفرى است که باید پیمود؛ چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامى به شهادت رسیده و با سرافرازى به لقاءاله پیوست، این همان راهى است که اولیا آرزوى آن را مى‏کشیدند. مردم آستینها را بالا زده و از جنگ و ستیز در راه خدا مترسید و بر امپریالیسم شرق و غرب و اسرائیل غاصب بشورید. امام خمینى. این جانب با اقرار به وحدانیت اللّه‏ و پیامبران که - اول آنها آدم ابوالبشر و آخر آنان حضرت محمد عبداللّه‏ (ص) است - و چهارده معصوم و ائمه اطهار که - اول آنان حضرت على (ع) و آخر آنان حضرت مهدى (عج) - که هنوز از نظرها غائب است - و هر وقت خداوند بخواهد دنیا را پس از ظاهر شدنش پر از عدل و داد کند و اعتقاد به مرگ، قبر، معاد، حشر، نشر، نکیر و منکر دارم. تا حال این جانب مرده بودم ولى الان این احساس را در خود مى‏بینم که تازه دارم متولد مى‏شوم. و زندگى همیشگى خود را آغاز مى‏کنم و چقدر این نوید و درجه اعلاى ملکوتى و شهادت در راه خدا زیباست. اى امت شهید پرور ایران! تنها راه نجات اسلام و رهایى مستضعفین و پیروزى نهایى و پشتیبانى قاطع و بى دریغ خود از دولت جمهورى اسلامى و پیوستن به خط امام که همان خط اصیل اسلام و محمد بن عبداللّه‏ (ص) است. امیدوارم در هر کجا هستید، از روحانیت مبارزه و در خط امام و ولایت فقیه دفاع کنید، براى حفظ اسلام باید از بذل جان و مال دریغ نکرد، پس ما جوانان این راه را که راه حسین (ع) است انتخاب کردیم که مرگ با عزت بهتر از زندگى در ذلت است. عزیزانم! بهترین هدف اللّه‏ است و کسى که مى‏تواند ما را زودتر به اللّه‏ برساند، خط ولایت فقیه است. بنابراین، وظیفه هر فرد مسلمانى است که در مقابل تجاوزات بیگانه که به میهن و دینش شده است، دفاع کند و از آنجایى که این جانب خود را یک فرد مسئول و شیعه یافتم دفاع از اسلام و میهن عزیز را یک وظیفه شرعى اسلامى مى‏دانم و به جبهه جنگ خوزستان شتافتم و روانه کربلاى حسینى گشته تا دست تمامى غارتگران روس و انگلیس و آمریکا و غیره را از سر سرزمین مسلمین جهان کوتاه کنم البته، با برادران به فرماندهى امام زمان (عج). اى امت شهید پرور! خداوند را سپاس گفته و همیشه به یادش باشید و از او یارى طلبیده که چون خداوند عنایات زیادى نصیبمان کرده است. امام خمینى - مد ظله العالى - را براى آگاهى ما قرار داد که ما را از منجلاب فساد نجات داده و هدایتمان نمایند. خداوند، انشااله، ملت ما را از ارشادهای ایشان بهره‏مند گرداند و سایه روحانیت را از مملکتمان کوتاه نفرماید. البته منظور از روحانیت در خط امام است. خداوند این گروهکهاى منافق کوردل را که از کفار صدر اسلام بدترند، نابود ساز و ملت ما را همراه مسلمین جهان متحد کرده تا دست خون آشامان شرق و غرب را از سایه کشورهاى اسلامى کوتاه شود و راه را براى رسیدن به قدس عزیز همواره سازد من به طور یقین چنین روزى را مى‏بینم، انشااله. اى پدر و مادر بزرگوارم! سلام مرا پذیرا باشید. شما پدرجان! باید هوشیار بوده و در برابر ضد انقلاب و مشکلات صبور و مقاوم باشى که پشت دشمن از این عمل به خاک مالیده خواهد شد. پدرجان! حلالم کن که به سعادت رسیدم و افتخار کن که فرزندى در این راه داده‏اى؛ البته پیروزى نهایى هدف است که چه بکشیم و چه کشته شویم، اگر زنده ماندم که خوشحالى آن چشیدن مزه پیروزى اسلام است و اگر کشته شدم، مزه شیرین‏ترى که همانا شهادت است، چشیده‏ام. به هرحال، پیروزى با اسلام است و امام حسین (ع) آن را ثابت کرده است. مادرجان! حلالم کن که فرزندت در راه خدا به این مقام بزرگ رسیده است. اى خانواده من! حلالم کنید که به هدف خود رسیده و راضى هستم.

شهید بزرگوار رضا مقصودی

تاریخ ولادت : 1/8/1340

تاریخ شهادت : 16/2/1361

خرمشهر

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

هرکجاسلطان بود دورش سپاه و لشکر است،
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است
با خبر باشید چشم انتظاران ظهور،
بهترین سلطان عالم از همه تنها تر است

شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد.

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 آبان 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/4392.jpg

پس از ایمان و اقرار به وحدانیّت حضرت باری تعالی و نبوت یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر و ایمان به عدل پروردگار امامت بلاخص حضرت علی (ع) مولای مستضعفان و یازده فرزند گرامی آن حضرت و اعتقاد کامل به ولایت فقیه در هر زمان تا ظهور حضرت بقیه‌الله (ع) و فعلاً ولایت امام امت امید مستضعفان جهان و ایمان به عالم قبر و برزخ و صراط بهشت و اعتقاد به روز معاد، روز گرفتن پاداش نیک یا بد اعمال دنیای انسان‌هاست. اما سخنی با امت شهیدپرور همیشه در صحنه‌ ..... که با عمل به وظیفه و دادن شهید در راه خدا، دین خود را به اسلام ادا نموده و علاوه بر اینکه کشور اسلامی خود را بر بال ملائکه الله رساندید آن را از هر گونه حادثه‌ای بیمه نمودید. قبل از هر چیز شما را به تقوی و دوری از گناه سفارش می‌کنم و این درس را از امام اولم حضرت علی (ع) آموختم که در وصیت‌نامه‌اش فرزندان و سایرین را به تقوی و نظم سفارش کردند، دوم وحدت عامل پیروزی امت ..... را فراموش نکنید برای خدا با هم دوست باشید که اتحاد و دوستی شما سبب شکست حتمی دشمنان اسلام خواهد بود. .....امام را به هر وسیله‌ی ممکن، از نظر مال، جان و زبان یاری کنید و امام را تنها نگذارید که اگر مردم زمان حضرت علی (ع) این کار را کرده بودند امیرالمؤمنین بیش از بیست سال خانه نشین نمی‌شد و اجرای احکام الهی تعطیل نمی گشت، جامعه نیاز زیادیبه افراد شایسته و دلسوز به اسلام دارد و این موهبت را خداوند بزرگ نصیب ملت شهیدپرور ما نموده است. برای آخرت مخلصانه کار کنید تا در روز معاد خجل و شرمنده نباشید، من برای جلب رضای خدا به جبهه آمدم و قصد دیگری نداشتم لذا از هیچ کس و هیچ ارگانی چشم داشتی ندارم، از همه‌ی فامیل و آشنایان و خانواده‌ام می‌خواهم مرا حلال کنند و برایم از خدا طلب مغفرت و آمرزش نمایید، در شهادتم صبور باشید برایم طوری نگریید که به ضرر اسلام باشد البته گریه‌ی عادی اشکالی ندارد. جبهه‌ها را جوانان جامعه پرکنند، سنگرها مخصوصاً سنگر مقدس نماز جمعه و جماعات را خالی نگذارید، به خانواده‌ی معظم شهدا سر بزنید و از آنها دلجویی کنید که آنها بیش از نیاز مادی به محبت خواهران و برادران حزب‌الله نیازمندند. با منافقین دو رویان به طور جدّی برخورد کنید و با زبانی ..... به بی‌تفاوتهای جامعه بفهمانید که راهشان اشتباه است. حق خدا، نماز و روزه در حد امکان.

شهید بزرگوار محمد علی سلطانی

تاریخ ولادت : 7/12/1303

تاریخ شهادت : 24/11/1364

فاو

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 

دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید / آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید

/اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید / گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید...

اربعین حسینی تسلیت باد

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/2934.jpg

ضمن درود به تمام مسلمانان جهان به خصوص مسلمانان ایران و ایرانیان و ایران که وطن نازنین من است. ایران دارای رهبری می‌باشد که دشمنان و ناپاکان بدانند که این یک شخص نیست بلکه یک کوه بسیار عظیم می‌باشد که خداوند متعال آن را برافراشته است. برای امام دعا کن برای ما جوانان و آفرینان انقلاب اسلامی ایران. ای رهبر و ای پاک سالار من دعا به کشور اسلامی. و ای برادران و ای خواهران گرامی من قدر این نعمت بی کران را که خداوند بخشنده مهربان به ما عطا کرده شکرش را به جا آورید. خدایا مرا ببخش به آنی از فرمان تو سرپیچی کرده باشم. مادرم، برادران و خواهران گرامی ام اگر من برنگشتم مرا حلال و از ما بگذرید که خدا از شما راضی باشد. مادر جان مرا حلال کن و ببخش هر چند که زحمت زیادی برای من کشیده‌اید. و شما برادران- گرامی من- مرا در کنار پدرم دفن کنید و راه حقیقی اسلام را بشناسید و آن را محور قرار بدهید. وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ: بدانچه آگاهی نداری پیروی مکن. « لا اری الموت الّا سعدة و الحیاة مع الظالمین الّا برما » من مرگ را جز سعادت، و زندگی و ستمگران را به جز مایه ملالت و بدبختی نمی‏بینم! امام حسین(ع). این است پیام حسین. حسینی که روز عاشورا را به وجود آورد، این حسین بود که مردم را از زیر یوغ و ظلم نجات داد. درود بر تو ای یاور مظلومان ای حسین. و این خمینی این رهبر عالیقدر که هر زمان دم فرو نبسته و به فکر مظلومان است این مرد اعلاء این مرد بزگوار اسلام. مردم قیام کنید و کاخ ظالمان را به هم ریزید و وحدت را بین خود حفظ کنید، و به هیچ وجه مبارزه علیه کفر را از یاد نبرید. درود من به آن کسی باشد که یاد خدا را از یاد نبرد. خدایا به امید تو.

شهید بزرگوار علی دودانگه

تاریخ ولادت : 10/1/1340

تاریخ شهادت : 17/3/1362

مهاباد

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 آبان 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/2585.jpg

هر انسانی قبل از مرگ وصیتی دارد و من وصیتی نیز دارم و آن این می‌باشد. خدایا! شهادت در راه تو چقدر زیباست که به حقیقت در قرآن ذکر نموده‌ای کسانی که در راه ما شهید می‌شوند نمرده‌اند؛ بلکه زنده‌اند و در نزد خدای خویش روزی می‌خورند. خدایا! دلم می‌خواهد که هنگام شهادت نام تو را بر زبان آورم تا بتوانم آسوده جان سپارم. ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی‌تفاوتی بمیرید که علی‌اکبر حسین (ع) در راه حسین (ع) شهید شد. ای مادران مبادا از رفتن فرزندان خود به جبهه‌ها جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی‌توانید جواب زینب (س) و بدهید که تحمل ۷۲ شهید را نمود. ای جهانیان، بدانید که مرگ یک زمانی فرا می‌رسد و انسان را به سوی خود می‌کشاند پس چه بهتر که انسان خود به سوی مرگ بشتابد و آن مرگی که در راه خدای حق تعالی نیز باشد. من با امام خمینی (ره) میثاق بسته‌ام و به او وفادارم زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند دست از او نخواهم کشید. سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید تا آخری قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد، با خداوند پیمان می‌بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین (ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم. مادرم همواره چون زینب (س) زمان باش، زینبی که ۷۲ شهید را در راه خدا نثار کرد، بعد از من ناراحت مباش. امیدوارم که زینب (س) از شما خشنود شود و مرا هم در پیشگاه خداوند و ۷۲ شهید خشنود سازی. و تو پدرم، از پدرانی عبرت بگیرید که چندین نفر از اعضای خانواده‌ی خویش نثار خدای خویش نمود. پدرم، مبادا بعد از شهادتم ناراحت شوی و بسیار خشنود شو و بدان اگر خشنود شدی مرا خشنودخدا را خشنود ساخته‌ای و پدر از برادارنم، مهدی، هادی و مریم و مامان حلالیت مرا بطلبند. خدایا! جند الله را که با سوگند به ثار الله در اشگر روح الله برای شکست عدوالله و استقرار حزب الله زمینه ساز حکومت بقیه الله است حمایت کن. از این به بعد به خانواده‌ی محترم وصی مربوط می‌شود. از خانواده عزیزم می‌خواهم که مرا حلال کنند و اگر حقی به گردن آنها دارم یا حلالم کنند و یا از مزایای من برداشت کنند و اگر می‌دانند که حقی به گردن کسی دارم پرداخت کنند.

شهید بزرگوار داود خلیلی

تاریخ ولادت : 28/1/1348

تاریخ شهادت : 4/10/1365

ام الرصاص

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 مهر 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/10518.jpg

 

"اصغر " دانشجوی رشته برق بود که درسش را رها کرد و به جبه رفت.

بعد از رفتنش، گهگاهی به مرخصی می آمد.آخرین باری که آمد یک هفته به او مرخصی داده بودند، اما او یک شب بیشتر نماند و گفت :" من می خواهم بروم؛ اینجا نمی توانم بمانم."

ظهر سر سفره ی ناهار بودیم که آمد پیش من نشست و گفت :" مادر! به کسی نگویی که من جبهه رفته ام، بگویید علی اصغر همین نزدیکی ها دارد خدمت می کند."

آماده رفتن که شد جلوی در ، از زیر قرآن ردش کردیم، اما دلم رضایت نمی داد، لذا برای بدرقه اش تا سپاه پاسداران رفتیم.

متوجه اشکهایم نبودم، آنقدر ناراحت بودم که هیچ وقت سابقه نداشت.

به چهره ام که نگاه کرد، گفت :" مادر من، ناراحت نباش این بار ده روزه می روم و بر می گردم."

توی حالی که بودم اصلا متوجه حرف هایش نشدم و اینکه چطور ممکنه که ده روزه برگردد، اما او به قولش عمل کرد و درست سر ده روز خانه بود، اما پیکر بی جانش!

شهید بزرگوار اصغر مظفری

تاریخ ولادت : 17/4/1339

تاریخ شهادت : 28/10/1359

میمک

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 مهر 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/9618.jpg

مادرم! در شهادت من چون کوه استقامت کن و لحظه‏اى از نام و یاد خدا غافل مباش. مادرم! قَسَمت مى‏دهم که مراببخشى، چون حق مادر و فرزندى را ادا نکردم. خدمت برادر عزیزم، نور چشمانم سلام عرض مى‏کنم. امیداورم مرا ببخشید چون برادر خوبى براى شما نبودم و دوست دارم که همیشه در خط ولایت و انقلاب باشید. خواهران عزیزم! خدمت شما نیز سلام عرض مى‏کنم، اگر از من بدى دیده‏اید حلالم کنید و برایم دعا کنید که خدا مرا ببخشد. خواهرهاى عزیزم! در شهادت من صبر و تحمل داشته باشید و زینب گونه عمل کنید. حجاب خود را حفظ کنید و بدانید که آن کوبنده‏تر از خون من است و چادر مشکى شما خیلى زیباتر از خون سرخ من است. اگر زنى حجاب خود را حفظ نکند پا بر خون شهدا مى‏گذارد . مادربزرگ عزیزم! خدمت شما سلام مى‏رسانم. بدانید که من خیلى به شما و دیگران علاقه دارم و نمى‏خواهم از شما و دیگران جدا شوم و دور بمانم ولى چه کنم که صدایم مى‏زنند و خود نیز تشنه‏ام. اى خداى بى‏نیاز! تو خود بهتر مى‏دانى که هدف ما شهادت نیست بلکه پیروزى در راه تو و پیروى از راه توست. اگر توانستیم مى‏کشیم و اگر نتوانستیم کشته مى‏شویم و خوشا به حال آن کسى که در راه تو کشته شود. خداوندا! از تو مى‏خواهم که قدرت درک مقام «شهید» را به ما عطا کنى. برادران و خواهران دینى‏ام! از شما عاجزانه مى‏خواهم که براى مسائل دینى و اسلامى، مخصوصا واجباب اهمیت زیادى قائل شوید. واى بر ما اگر بخواهیم به مسائل دنیوى فکر کنیم، چون دنیا خانه گذراست نه خانه قرار و وقتى که ما از این دنیا برویم چیزى از مال دنیا با خود نخواهیم برد جز عملهایمان را. دیگر این که تا آن جا که در توان دارید براى اسلام و انقلاب اسلامى بکوشید و بدانید که این دنیا چیزى جز آزمایش نیست. از شما عاجزانه تمنا دارم که دعا و مناجات و نماز جماعت و نماز جمعه را فراموش نکنید. مبادا دعا کردن براى امام و انقلاب از یادتان برود. از پدر و مادر و همه خانواده‏ام خواهشمندم که در شهادت من صبر و تحمل پیشه کنند و مادر وهب را الگوى خود قرار دهند که او در شهادت فرزندش آن چنان استقامتى نشان داد که وقتى سر بریده پسرش را برایش آوردند آن را به میدان پرتاب کرد و گفت: «من چیزى را که در راه خدا دادم، پس نخواهم گرفت». از شما مى‏خواهم که در شهادت من لباس سیاه نپوشید و گریه نکنید، زیرا که شهید گریه ندارد و براى شهید در راه خدا نباید گریه کرد. اگر هم خواستید گریه کنید به یاد مظلومیت ابا عبدالله الحسین بگریید که او تمام عزیزانش حتى على‏اصغر شش ماهه‏اش را در راه اسلام عزیز فدا کرد. مرگ حق است چه امروز و چه بیست سال دیگر. ولى آن بهتر است که انسان قبل از این که مرگ، او را انتخاب کند، خود به استقبال مرگ برود و آن را برگزیند و چه مرگى خوشتر از شهادت در راه خدا میتواند نصیب انسان گردد. برادران! مبادا که به این دنیا و مادیات آن دل ببندید که دلبستگى به دنیا ریشه تمام گناهان است. از پدران و مادران عزیز تمنا دارم که از آمدن عزیزانشان به جبهه جلوگیرى نکنند، چون ما مسلمانیم و در قرآن مجید نیز صریحا آمده است که: «و قاتلوا فى سبیل الله الذین یقاتلونکم» با آنان که با شما مى‏جنگند بجنگید. برادران! راهى جبهه شوید که فردا خیلى دیر است. به خدا قسم که جایى بهتر از جبهه پیدا نخواهید کرد. در جبهه انسان به خدا نزدیکتر است. جبهه‏ها یادآور کربلاى خونین امام حسین(ع) است و جوانانى که در جبهه هستند هم یادآور جوانان صدر اسلام هستند. برادران! مبادا امام را تنها و جبهه‏ها را خالى گذارید، مبادا بگذارید اسلحه‏ام به زمین بیفتد و راهم بى‏رهرو بماند. دیگر این که مى‏خواهم آنهایى که مخالف انقلاب اسلامى و ولایت فقیه هستند پشت جنازه‏ام حرکت نکنند و سر قبرم حاضر نشوند، چون آمدن آنها موجب آزار روح من است و بر من دل نسوزانند که فلانى بى‏خود و بى‏جهت کشته شد، زیرا که من به عقیده و راهى که در آن قدم گذاشته‏ام، آگاهى کامل دارم و دریافته‏ام که شهادت به معناى واقعى کمال انسانیت است و من نیز براى رسیدن به این کمال است که براى چندمین بار به جبهه آمده‏ام. سخنى چند با اهالى محترم شال: بیایید و خود را اصلاح کنید و به یکدیگر دست اتحاد و برادرى بدهید و در همه کارها خدا را در نظر بگیرید. درباره مسائل و مشکلات محل با آیت‏الله موسوى مشورت کرده و از ایشان پیروى کنید و قدر این نعمت بزرگ الهى را بدانید که ایشان در حقیقت یکى از فرزندان پاک و صالح و باایمان حضرت زهرا(ع) مى‏باشند، براى یک لحظه هم که شده به خود بیایید و راه صحیح و اسلامى را انتخاب کنید. ان‏شاء الله که خداوند تبارک تعالى توفیق اطاعت و بندگى به من و شما عنایت فرماید. در این آخرین لحظات عمرم اسلحه‏ام را در دست مى‏فشارم و با خون سرخ خود مشت محکمى بر دهان استعمارگران شرق و غرب و ضد انقلاب داخلى مى‏زنم.

شهید بزرگوار کریم اصغری

تاریخ ولادت : 1/4/1344

تاریخ شهادت : 27/10/1365

شلمچه

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیکترین راه به الله حسین است......

 

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/9096.jpg

خدمت پدر و مادر بزرگوارم! سلام عرض می‌کنم و پس از عرض سلام و سلامتی شما را از درگاه باری تعالی خواستارم و امیدوارم این سلام گرم صمیمانه مرا از کربلای خوزستان که در قدم به قدم آن خون شهیدان ریخته شده است و از خون شهیدان درخت اسلام آبیاری شده است و آن درختان صدها هزار رزمندگان است که به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان لبیک گفته را بشنوید. پدر جان و مادر عزیزم یا کسی که این وصیت‌نامه را می‌خوانی، بدان که من با آگاهی کامل به این جبهه‌ها آمدم تا از وطن اسلامی‌مان دفاع کنم و دست بیگانه را از وطن اسلامی‌مان کوتاه کنم. پدر جان! اگر در این عملیات شهادت نصیب من شد، یک سعادت است ؛چون در راه دفاع از وطن کشته شدن خودش یک افتخار است. به مادرم بگو برای من گریه نکند؛ می‌دانم که چقدر زحمت‌ها برای من کشیده است چون یک طفلی کوچک بودم شبها بی‌خوابی کشیده تا مرا بزرگ کرده است، ولی فکر کنید حضرت قاسم و حضرت علی‌اکبر و حضرت عباس (ع) هم مادر داشتند و امام حسین (ع) چگونه شهید شد؛ برای آنها گریه کنید. پدر جان! اگر من شهید شدم امام را تنها نگذارید چون ما هر چه داریم از او داریم. پدر و مادر و برادر و خواهران عزیزم! ولی امیدوارم که هر چه زودتر با یاری خداوند و امامان و دعاهای شما این جنگ را با موفقیت به اتمام برسانیم و ملت ایران را از این ناراحتی بیرون آوریم. پدر جان! من وقت بیشتری ندارم که یک به یک تمام دوستان و آشنایان را بنویسم از طرف این حقیر سلام گرمی به تمام دوستان و آشنایان و رفقا برسانید. اگر شهادت نصیبم شد مرا در مزار شهدا دفن کنید. طبق رسم اسلام برایم نوحه سرایی کنید و فاتحه بگیرد؛ اما اگر مرا دوست دارید ،گریه زاری برای من نکنید. اینکه گفتم مرا در مزار شهدا دفن کنید و فاتحه بگیرید در صورت امکان. من دیگر وقت گرانبهای شما را نمی‌گیرم . سلامتی همه شما را از درگاه خداوند خواستارم، خصوصاً پدر، مادر، برادر، خواهرانم، فامیل‌ها و دوستان. پدر جان! درضمن من بدهکاری ندارم؛ باز برای چندمین بار می‌گویم من اگر شهید شدم برای من ناراحت نباشید، چون انسان در این دنیا نمی‌ماند، خلاصه از این دنیا باید برود. به نظر من انسان هر چه بیشتر در این دنیا بماند علاقه‌اش بیشتر به این دنیا می‌شود؛ پس بهتر است اگر خداوند قبول کند در این راه انسان دعوت خدا را لبیک گوید و جان به جان آفرین تسلیم کند.

شهید بزرگوار محمد باقر احمدی

تاریخ ولادت : 13/1/1344

تاریخ شهادت : 8/12/1364

فاو

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 شهریور 1395 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/11247.jpg

مادر عزیزم! بعد از خداوند، مهربان‌ترین و عزیزترین موجود برای من هستی و من به وجود تو افتخار می‌کنم که چنین فرزندی را تربیت کردی، تا افتخار اسلام باشد. سلام به پدر گرامی، خواهرانم، برادرانم و مادر جان. مادر جان! اگر من شهید شدم، برایم گریه نکن؛ چون امروز حسین (ع) تنهاست. امروز کربلای انقلاب‌مان خون می‌خواهد و من می‌میرم تا به یزید و یزیدیان زمان بفهمانم که: «شهادت، بالاترین آرزوی ماستاکنون که این وصیت‌نامه را می‌نویسم، صدای گلوله‌های توپ‌های لشکر کفر همه جا را فرا گرفته است و برادرانم را می‌بینم که تکبیرگویان در انفجار توپ‌ها شهید می‌شوند. خداوندا! تو را به یگانگی‌ات سوگند، شهادت در راه اسلام را نصیبم کن. بسیار امیدوارم که خدا گناهانم را ببخشد و مرا ـ که قدم در راهش گذاشته‌ام ـ بپذیرد. خدا! تو می‌دانی که من فقط به خاطر تو به جبهه آمده‌ام و تنها به این نیت که کاری در راه تو و برای تو کرده باشم. اگرچه گناه‌کارم؛ ولی می‌خواهم مرا جزو سربازان واقعی اسلام قرار دهی. و اما مادر مهربانم، خواهران خوبم و برادران عزیزم! پس از عرض سلام و سپاس از خداوند یکتا، امیدوارم از من راضی باشید و از این که سال‌های سال شما را زحمت داده‌ و اذیت کرده‌ام، مرا ببخشید و اما خواهشی که از شما داشتم، این که شما را به بانو زینب (س)، سوگند می‌دهم که برای من گریه و بی‌تابی نکنید و مانند همان شیرزن کربلا صبر داشته باشید؛ زیرا من به منتهای آرزویم رسیدم و شما باید این را بدانید که نصیب هر کس نمی‌شود؛ بلکه خدا از میان بندگانش انتخاب می‌کند و به وصال خودش می‌رساند. همچنین از برادران و خواهرانم خواهشمندم که مرا به بزرگی خودشان ببخشند و تنها خدا را شکر کنند که یک هدیه‌ی ناقابل در راه اسلام داده‌اند. و دیگر، از تمام دوستان، اقوام، خویشان و آشنایان، می‌خواهم که مرا ببخشند و حلال کنند و تنها، دعا کنند که اسلام هر چه زودتر پیروز شود. و در آخر وصیتی که دارم، این است: امروز نایب امام، امّت ما را با راه امام حسین (ع) ـ که همان راه شهادت است ـ دعوت می‌نماید. پیش بیایید تا به فریاد امام امت لبیک گوییم و عاشقانه جان‌مان را در این راه فدا نماییم. در پایان، از پدر و مادرم حلالیت می‌طلبم و عاجزانه می‌خواهم که مرا ببخشند و از من راضی باشند. در ضمن، پدر بزرگوار و مادر مهربانم! اگر جنازه‌ام به دست‌تان رسید، مرا در وادی رحمت به خاک بسپارید و اگر هم نرسید، دعا به جان امام کنید و به یاد شهیدان گمنام باشید.ئبه امید پیروزی اسلام بر کفر و طولانی شدن عمر امام عزیز.

شهید بزرگوار علی نایبلو

تاریخ ولادت : 5/2/1347

تاریخ شهادت : 7/7/1366

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

پیشاپیش هفته دفاع مقدس بر همه افتخار آفرینان خجسته باد

 

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/7898.jpg

درود به رهبر کبیر انقلاب نایب امام زمان (عج) و با سلام به سالار شهیدان اسلام که معلم ماست و ما همه شاگردان آن حضرتیم و با سلام به مردم شهیدپرور و غیور قزوین و ایران که با ایثار جان و مقابله با خصم استکبار با اسلحه‌ی الله‌اکبر و ایمان به پایداری برخاسته‌اند و بار دیگر سلام بر پدر و مادر خودم (عزیزم) من راه خودم را پیدا کنم و امیدوارم در این راه به شهادت برسم. البته باید ذکر کنم که من خود را لایق این واژه نمی‌دانم، راستی شهید چیست؟ چه واژه‌ای است؟ چه نام مقدسی است؟ نام شهید چقدر زیباست؟ چرا این نام مقدس برای همه میسر نمی‌گردد؟ مگر شهید چه کرده است که این قدر مقام و منزلت دارد و این قدر ثواب و پاداش عظیمی را در پیشگاه خداوند متعال به خود اختصاص داده که دیگران لایق این مقام نیستند، بله شهیدان از جان خود، از مادر خود، از پدر خود، از همه و همه گذشته اند، بزرگ‌تر از همه از جوانی خود و زندگی که همه دوستش دارند و شیرین جلوه می‌کند. پدر و مادر عزیزم! شما در برابر حضرت زهرا(س)  سربلند هستید. پدرم شما در مقابل حسین‌ابن‌علی (علیه السلام) سربلند هستید، مهمتر از این امانت خداوند را در راه درست از دست دادید، چه راهی مهمتر از جنگیدن برای خدا، برای دین، برای مردم، برای وطن. می‌خواهم مانند پدران و مادران شهیدانی باشید که با از دست دادن پسر خود، پاره تن خود، مانند کوه استوارند و خم به ابروی آنها نمی‌آید. شما پدر و مادر عزیزم! نمی‌دانم چگونه از شما عذر بخواهم، امّا این قدر بگویم که مرا ببخشید، آن قدر شما را اذیت می‌کردم که گاه خود شرمنده می‌شدم. امّا مادر و پدر عزیزم! دوران جوانی همین طور است، ای خدا مرا ببخش، مادر مرا ببخش، پدر مرا ببخش، مرا عفو کنید. اما در این واپسین لحظات زندگی خود از خدا می‌خواستم که برای یک بار در قزوین یا راه آهن شما پدر و مادر عزیزم را ببینم، شما را ببوسم و از شما خداحافظی بکنم. خواهران عزیزم! به بچه‌های‌تان بگویید که اگر دایی داشتند برایشان به جای لالایی، از قصه‌ی زندگی من برایشان بگویید، بگویید در راه میهن و اسلام جان سپرد، بگویید که او جوان بود و آرزو داشت، بگویید او فکرهایی در سر داشت که ما از آن بی‌خبر بودیم، بگویید او رفت و دیگر نمی‌آید. و در آخر اینکه مبادا از دین خود رها شوید، نمازهای‌تان را سر وقت بخوانید، مساجد را خالی نگذارید، بیایید اگر تا الآن در خط مستقیم خدا نبودیم، در این خط وارد بشویم؛ به امید پیروزی رزمندگان اسلام در پهنه‌ی گیتی و به امید ظهور حضرت مهدی (عج) صاحب الزمان، شما را به خدا می‌سپارم، خدا را فراموش نکنید و در خودتان انقلاب کنید و بر نفس پیروز شوید.

شهید بزرگوار حسین محمد رضائی

تاریخ ولادت : 25/10/1345

تاریخ شهادت : 13/8/1362

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا،کمتر از شهادت نیست. امام خامنه ای

در این وبلاگ تصمیم دارم فقط به معرفی دلاوران و سربازان امام روح الله(ره)، شهدای استان قزوین بپردازم

ای مادر سادات از شما کمک می خواهم و شما را به فرزندت امام شهدا ارباب بی کفن دشت کرب و بلا قسم می دهم که به من حقیر توان بدهید.

" بـــــــــرای شــــــــادی روح امام و شهـــــــــدا یک گل صلوات تقدیم نمایـــــــــید."

مدیر وبلاگ : کوثر مافی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :