تبلیغات
شهدایثار - شما را در اعمال و گفتارتان به اخلاق اسلامی توصیه می‌کنم
 
شهدایثار
شهدا شرمنده ایم...

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/3099.jpg

امشب که این وصیت‌نامه را می‌نویسم با چشمانی اشکبار و از فرسنگ‌ها راه، مقابل حَرَم‌ات زانو زده و گریه می‌کنم و خاک گرم سنگر، اشک‌هایم را مُزین می‌کند. چه‌قدر دلم می‌خواهد قبر تو را در بغل گیرم و همراه با رزمندگان در صحن و سرایت به یاد گل‌گون پیکران بسیجی ـ که در راه تو پیکر گرم‌شان هنوز زیر خاک‌های سوزان «خوزستان» پنهان مانده اند ـ سرشک غم بر دیدگانم جاری کنم. حسین جان! «ای خاک کربلای تو مُهر نماز من / این خاک را به مُلک سلیمان نمی‌دهم» چند روز دیگر، پیکر من درون خاک تیره جای می‌گیرد و امروز به همین دل‌خوشم که جهادم در راه تو بوده و از خدایم تشکر می‌کنم. اما روی سخنم با خانواده‌ام: پدر جان و مادر جان! خجالت می‌کشم که بگویم حلالم کنید؛ زیرا زیاد شما را اذیت کرده‌ام. اکنون که در سنگر با چشمانی خونین در محراب اُمیدم به عبادت ایستاده‌ام و گمان می‌کنم که ساعات آخر زندگی خود را می‌گذرانم، خواهشمندم از من راضی شوید. مادرجان! از این‌ که مرا صحیح تربیت نمودی، تشکر می‌کنم. دلم می‌خواهد شما راه اولیای خدا را ادامه دهید. زمانی خدا از شما راضی می‌شود که به گفته‌هایش جامه‌ی عمل بپوشانید. اگر در این مدت به هر نحوی باعث اذیت‌تان شدم، پوزش می‌طلبم. خدا می‌داند که دلم شکسته و به یاد شما این جملات را می‌نویسم. اما برادرانم! شاید این آخرین حرف‌هایم با شما باشد. در کارهای‌تان از حسین (ع) درس بگیرید. شما را در اعمال و گفتارتان به اخلاق اسلامی توصیه می‌کنم. خواهران عزیزم! مرا باید ببخشید از این که گاه‌گاهی اذیت‌تان کرده‌ام؛ خُب، بالاخره انسان جایز الخطاست. شما با داشتن اخلاقی خوب، از فاطمه زهرا (س) نیز درس اخلاق و حجاب بیاموزید و با حجاب اسلامی‌تان، سد بزرگی جلوی ضد انقلاب احداث کنید، تا ضربه‌ای کوبنده ـ مثل خون شهید ـ بر پیکرشان وارد شود. خانواده‌ام! اگر خداوند بر من منت نهاد و شهید شدم، امیدوارم به من «ناکام» نگویید؛ چون به نهایت کام گرفته‌ام، که «شهادت»، بهترین آرزوهاست. خرسندم. آفرین بر شما که ادامه دهندگان راه شهدا هستید. سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و دست از حمایت او بر ندارید و دل او را نشکنید، که خدا به قهر می‌آید. سخنانش را آویزه‌ی گوش‌تان کنید. شعار قلبی من و خواسته‌ی ملت ایران را از خدا بخواهید. ای امام عزیز! عُمرم فدای یک لحظه‌ی نَفَسَت. مادرجان! شب‌های جمعه به مزارم بیا تا تنها نباشم. منتظرت هستم تا دلم نگیرد. مادرجان! گریه کن؛ هر چه‌قدر که دلت می‌خواهد. از گریه منعت نمی‌کنم؛ چون امام حسین (ع) نیز بر نعش «علی اکبر»ها گریه می‌کرد. اشک تو، خاک قبر را مُزین خواهد کرد؛ اما نه برای من، چون من تو را دارم. برای شهیدی گریه کن که مادر ندارد.

شهید بزرگوار یدالله ذوالقدر

تاریخ ولادت : 15/4/1347

تاریخ شهادت : 4/3/1367

خرمشهر

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

 

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا،کمتر از شهادت نیست. امام خامنه ای

در این وبلاگ تصمیم دارم فقط به معرفی دلاوران و سربازان امام روح الله(ره)، شهدای استان قزوین بپردازم

ای مادر سادات از شما کمک می خواهم و شما را به فرزندت امام شهدا ارباب بی کفن دشت کرب و بلا قسم می دهم که به من حقیر توان بدهید.

" بـــــــــرای شــــــــادی روح امام و شهـــــــــدا یک گل صلوات تقدیم نمایـــــــــید."

مدیر وبلاگ : کوثر مافی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :