تبلیغات
شهدایثار - مطالب فروردین 1396
 
شهدایثار
شهدا شرمنده ایم...
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/10257.jpg

چند نکته را با قلم شکسته به عنوان وصیت برای برادران و خواهرانم می‌نویسم باشد که خداوند همه‌ی ما را به راه راست هدایت فرمایند. با درود سلام بر انبیاء خدا به و خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (ص) با سلام درود بر امام زمان (عج) بر نماینده و نایب او خمینی کبیر و سلام درود بر سلحشوران اسلام که با رزم بی‌امانشان خواب دشمنان را به هم زده‌اند. درود به ارواح پاک شهیدان انقلاب اسلامی که با نثار خون خود مجد و عظمت را به اسلام و انقلاب گرانقدر هدیه نمودند و با فداکارهای خود اسلام عزیز را در سطح جهان سربلند و سرافراز نمودند و سنبل این شکوه ایثار آقا اباعبدالله الحسین (ع) است که درس شهادت را به ما آموخت و امیدوارم که مثل آقا به شهادت رسم. از پدر و مادر مهربان و بزرگوارم و برادر عزیزم و خواهر مهربانم! که همیشه چشم به راه بوده‌اند تقاضا دارم مرا ببخشند چرا که ما همه سرباز امام زمان (عج) هستیم خدمت مقدس ما فقط برای رضای خداست که اگر خداوند نظر لطفی بر ما گناهکاران کند و این خدمت را از ما قبول نمایید چرا که جهاد شهادت است و من خواستم به ندای امام لبیک گفته باشم و گرچه تا کنون نتوانستم به این امر مهم و به این ملت مستضعف و به دینم کمکی کرده باشم و امیدوارم بتوانم با ریختن خونم در راه خدا وظیفه خود را انجام داده باشم و از شما می‌خواهم بعد از شهید شدنم زیاد ناراحت نشوید. چون علاقه‌ی زیادی به دامادی من داشتید، من در سنگر لباس دامادی به تن دارم و شما نیز لباس سیاه نپوشید و باید خوشحال باشید و همه باید بدانید من برای خاک نمی‌جنگم چرا که خاک مرا در بر خواهد گرفت من برای آب نمی‌جنگم اگر آب دریا به پایان برسد باران الهی آن را افزایش می‌دهد من برای آن می‌جنگم که رسول خدا جنگ کرد، من برای آن می‌جنگم که آقای خودم حسین (ع) جنگید و شهید شد. آن هم دین خداست و من به خاطر این شهادت را قبول نکردم تا نامی بعد از مرگم باشد من برای آزادی دین خدا که در دست جهان‌خواران اسیر شد می‌جنگم و از پدر و مادر خوبم، مهربانم! می‌خواهم صبور باشند تا منافقان از حرکات شما سوء‌استفاده نکنند. برادرم صبر را در زندگی خود قرار دهید و خواهران عزیزم! دوست دارم که همچون زینب (س) وارد میدان انقلاب شوید و حجاب خود را همیشه حفظ کنید حجاب شما کوبنده‌تر از خون من است و در پایان از همه می‌خواهم که امام را تنها نگذارید و به سخنان او گوش دهید و همیشه یار او باشید چرا که او تنها کسی است می‌خواهد ظلم ستم را از روی جهان برچیند و از همه دوستان و آشنایان و همه کسانی که با من در تماس بودند می‌خواهم بدیهای مرا به خوبهای خود بخشید. باشد که گذشت شما باعث شود که خداوند مرا با رحمت خود سربلند کند. در پایان با دعا به جان امام عزیز.

شهید بزرگوار بابا بابایی مدانی

تاریخ ولادت : 1/7/1345

تاریخ شهادت : 3/2/1365

جزیره مجنون

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 20 فروردین 1396 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/9992.jpg

الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی رسول الله و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین» چرا به جبهه می‌رویم و هدف و نیت ما از رفتن به جبهه چیست؟ آیا به خاطر مردم است یا خدا؟ اگر انسان به خاطر این که مردم از او راضی باشند به جبهه برود، هر عملی که انجام دهد مورد قبول خداوند تبارک و تعالی نیست. قال علی (علیه السلام): «این دنیا جای عمل و آخرت جای حساب استهر کس کارش خالصانه برای خدا باشد، مطمئن باشد هیچ گونه سؤالی در آخرت نخواهد داشت و نامه‌ی عملش را به دست راستش خواهند داد. کلاً دنیا جای امتحان و آزمایش است و هر کس خوب امتحان دهد، قبول می‌شود. یک دانش‌آموز را در نظر بگیرید. از اول مهر تا آخر بهار به مدرسه می‌رود. اگر تلاش و کوشش کرده باشد، آخر سال کارنامه‌ی قبولی را به دستش خواهند داد و اگر در درس خواندن سهل انگاری کرده باشد، کلمه‌ی «مردود» را در کارنامه‌ی او خواهند نوشت. داستان روز معاد هم مانند قصه‌ی همان دانش‌آموز خواهد بود. حالا بحثی در مورد امام حسین (ع) می‌کنیم. حسین (ع) کی بود؟ چرا قیام کرد؟ چرا این همه تحریفات درباره قیام حسین (ع) شده است؟ چرا این قدر تهمت‌های نابجا به امام حسین (ع) و اهل بیت او زده‌اند؟ امام حسین (ع) به خاطر دین اسلام ـ که همان دینی است که خداوند بر پیغمبر اسلام نازل کرد ـ قیام کرد. حالا تاریخ توانسته است قیام حسین (ع) را به طور کامل بنویسد؟ او شهید شد؛ ولی راهش باقی ماند. امروز ما علی‌اکبرها و علی اصغرها خواهیم داشت. تاریخ صدر اسلام روز به روز تکرار می‌شود، که همان را جبهه مشاهده می‌کنید. خداوند با ماست. لشکری که فرمانده‌اش امام زمان (عج) باشد، هرگز شکست نمی‌خورد؛ چون این جنگ سازنده است و نعمتی از طرف خداوند تبارک و تعالی می‌باشد. بعضی‌ها که می‌خواهند روضه بخوانند [متأسفانه] می‌گویند: «حضرت قاسم به خاطر دامادی کشته شد!» یا درباره‌ی او می‌گویند: «وقتی که حضرت خواست عروسی کند، شهید شد!» وقتی که شب عاشورا حضرت سیدالشهدا (ع) می‌گوید: «چه چیز نزد تو از همه شیرین‌تر می‌باشد؟» حضرت قاسم می‌گوید: «شهادت در راه خدا برای من از عسل هم شیرین‌تر است.» و یا این که می‌گویند: «وقتی که حضرت ابوالفضل (ع) شهید شد، حضرت امام حسین (ع) فرمود کمرم شکست.» در صورتی که این‌ها دروغ محض است؛ چون نمونه‌ی آن را امروز ما مشاهده می‌کنیم. پدری که دو فرزند خود را از دست داده، دستانش را سوی خداوند دراز می‌کند و می‌گوید: «خداوندا! این قربانی‌ها را از من قبول کن.» و خودش هم به جبهه می‌رود. حال چه طور می‌شود امام حسین (ع) موقع شهادت حضرت ابوالفضل (ع) چنین می‌گوید؟ اگر روضه‌ای را از شخصی می‌شنوید، دلیل و سند آن را هم بخواهید. انسان باید عقل خود را به کار بیندازد و نگذارد خون حسین (ع) پایمال شود. صحبت‌ها زیاد است؛ اما من از گفتن آنها عاجز می‌باشم. وصیت دیگری برای شما دارم که پشتیبان ولایت فقیه یعنی امام خمینی (س)، این قلب تپنده‌ی مستضعفین باشید و در دعای کمیل و توسل شرکت کنید و دعای فرج را حتماً بخوانید، تا شاید فرج امام زمان (عج) نزدیک شود. هر چه داریم از دعا داریم. شهدا شمع محفل تاریخ بشریتند. منطق شهید، سوختن و روشن ساختن راه اسلام و جامعه می‌باشد.

شهید بزرگوار صفر علی امامی شهرکی

تاریخ تولد : 1/10/1325

تاریخ شهادت : 26/1/1363

جزیره مجنون

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 فروردین 1396 :: نویسنده : کوثر مافی

http://www.khatesorkh.ir/uploads/pictures/4480.jpg

بسمه تعالی. تا ساعتی دیگر شب فرا خواهد رسید. ظلمت و تاریکی همه جا را فرا خواهد گرفت. سکوت بر همه جا حاکم خواهد شد؛ ولی چهره‌های نورانی و مصمم برادران رزمنده‌ام تاریکی شب را همچون صبحدم روشن خواهد ساخت و صدای «الله‌اکبر» و صدای سلاح‌های‌شان سکوت شب را برهم خواهد زد. آری! ساعاتی دیگر، نبرد آغاز می‌شود. اینک ما پشت خاکریزهای‌مان انتظار می‌کشیم. دست‌های‌مان را به سوی آسمان بلند کرده و خدای‌مان را ستایش می‌کنیم. خدایا! شاید تا ساعاتی دیگر از دنیای مادی تو جدا شده و به سوی تو باز آیم. شاید خونم بر روی کویر گرم جنوب ریخته شود و پیکر بی‌جانم همچون سنگ در گوشه‌ای بیافتد. خدایا! هیچ هراسی ندارم؛ فقط اندیشه‌ی‌ پدر و مادرم ـ که چشم‌ها را به در دوخته‌اند ـ مرا آزار می‌دهد؛ ولی من هدفم را دریافته‌ام. اگر دیگر به خانه باز نگشتم، بدانید که جای دوری نرفته‌ام. « انا لله و انا الیه راجعون» (بقره/۱۵۶) مادرم! زحماتی که برایم کشیده‌ای بی‌ثمر نبوده و بعد از من همیشه باید سربلند باشی. همسر عزیزم! از فرزندم نگه‌داری کن، که او آیینه‌ای است از تصویر من و برای همیشه یادآور من است. او هر کجا که می‌رود و هر چه را می‌بیند و هر چه را می‌شنود، گویی من شنیده و دیده‌ام.

شهید بزرگوار مهدی سلیمی

تاریخ ولادت : 1/1/1337

تاریخ شهادت : 14/10/1359

اهواز

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 





نوع مطلب : معرفی شهدای استان قزوین، وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا،کمتر از شهادت نیست. امام خامنه ای

در این وبلاگ تصمیم دارم فقط به معرفی دلاوران و سربازان امام روح الله(ره)، شهدای استان قزوین بپردازم

ای مادر سادات از شما کمک می خواهم و شما را به فرزندت امام شهدا ارباب بی کفن دشت کرب و بلا قسم می دهم که به من حقیر توان بدهید.

" بـــــــــرای شــــــــادی روح امام و شهـــــــــدا یک گل صلوات تقدیم نمایـــــــــید."

مدیر وبلاگ : کوثر مافی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :